بذرهای رنگی

از اونجایی که اینجا خصوصی ترین مکان در مجازستان برای من است،خواستم بذرهایی سبزی که امروز از فروشگاه کشاورزی خریدم رو به اشتراک بگذارم،تا عقده به اشتراک گذاری در ما بر جای نماند! ادامه مطلب →

یافتن گم شده ها خود در دیگران

امروز صبح از کنار محل استقرار چندین ساله کلنیهای زنبور عسل سابقم عبور میکردم و در هنگام عبور یک لحظه به خودم گفتم حیفه که چند دقیقه اینجا نشینم و به دوستان آرامش بخش فروخنه شده خود فکر نکنم،پیش بینی من ۲ تا سه دقیقه بود که حدود ۲۰دقیقه ای طول کشید، به یکی از دوستان میگفتم که من هر وقتی با زنبورهام مشغولم اینقدر ارامش میگیرم که نگو و نپرس با تعجب به من میگفت تو جنست از چیه زنبور که نیش میزنه چطوری ارامش میگیری،الان که یکم به زندگیم بازنگری میکنم در تمام طول مدت زندگی خود اگر گاه و بیگاه با حیوانات سپری نمیکردم تبدیل به چه موجودی میشدم؟زنبور داری و چند کار دیگر را بعد از دیدن این تصویر رها کردم . ادامه مطلب →

آغوش باز امیر برای حسن!

امیر و حسن بیچاره در بازی هایشان به جای عشق یا گرفته بودند در ناخداگاهشان به یکدیگر تنفر بورزند و هر یک گمان میکردند و شاید میکنند که این بازی فقط برای انها ساخته شده،دریغ از اینکه برای برنده بودن هر یک از انها دلالانی مابین تماشا چیان به وجود امده که روی بازی انها شرط میبندند و بیشتر از بازی کنان واقعی در حال لذت بردن از این بازی هستند. ادامه مطلب →

مهندس و روزش

جا داره از طرف خودم به تمام جوامع مهندس و اصنافی که تو این ضمینه فعالیت دارن تبریک بگم،البته فکر کنم یکم از لاحاظ زمانی از دور برم عقب ترم ،ولی عیبی نداره همین که ادای احترام میکنیم حسن نیت و علاقه شدیدمون رو نشون میده،یه ضرب المثلی داریم که میگه ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازست.طراوت و تازه گی رو برای مهندس هامون آرزومندم.

الگو و ضد الگو

وقتی نسیم طالب گفت اقتصاد جهان به سمت فاجعه پیش می‌رود، مورد تمسخر واقع شد، اما اینک معامله‌گران بازار سهام، اقتصاددانان، حتی‌سازمان فضایی ناسا، برای شنیدن صحبت‌های او هیاهو می‌کنند.

امروز صبح قصد داشتم ذهنم رو متمرکز تر کنم و مطلبی جدیدی رو منتشر کنم،تو تبهای باز بوده گوگل کررم چند تا سر برگ باز داشتم که یکیشون رو دیروز یه نگاهی انداخته بودم و نیمه کاره رهاش کرده بودم ،نتونستم در مقابل اون نوشته تسلیم نشم وخوندن رو به نوشتن ترجیح دادم، از اونجایی که تازگیها علاقه خاصی به نسیم طالب پیدا کردم گفتم شاید انتشار قسمتی از صحبتهای طالب با برایان اپل یارد که برای مجله تامیز تهیه شده بود شاید مفید تر از تحلیلهای درهم برهم خودم باشه،جا داره از جعفر خیرخواهان هم تقدیر کنم که زحمت ترجمه رو کشیدند.

لینک کامل گفتگو:پیشگوی رونق و رکود از زندگی یکی از موفق‌ترین پیشگویان اقتصادی

 

من عرض میکنم

اشنایی من با اشعار شیون فومنی از یکی از کلاسهای زبان انگلیسی اغاز شد و این اشنائی را مدیون دکتر هرسیج استاد و دوست عزیزم هستم،قبلا هم نام شیون را شنیده بودم و از اینکه زادگاه پدری من با او یکی بود افتخار میکردم (همانند ان چند میلیونی دیگری که در خطای استریو تایپ گیر کرده اند) ادامه مطلب →

زندگی دوباره

مردم جنوب کشور این روزها سختی زیادی را بر دوش می کشند(هر چند ان روزها هم بیشتر از ما سختی کشیدند)اما باز هم ما در طول این چند دهه یا بیشتر از انها شاکی تر از انها بوده ایم،در این روزهای که زنده شدن دوباره طبیعت را میبینیم بگذارید با هم دعایی بکنیم هرچند نوع این دعاء با میل عده ای از ما سازگار نیست اما از دست من برای ان دسته کاری ساخته نیست. ادامه مطلب →

طرح مکتب خونه پلاس

قبلا در نوشته ای مکتب خونه رو معرفی کردم،این روزها همونطور که شاهدش هستیم شکل جدیدی از آموزشهای دیجیتال به وجود اومده و به نظر میرسه که این سبک از آموزش پیشرفتش خیلی سریع تر از اون چیزی که فکرش رو هم میکردیم و خوشبختانه داره به سمتی میره که  جای سیستم سنتی اموزش رو میگیره مکتب خونه پلاس هم ایده جالب و بی نظیری برای اون دسته از دوستانی که در کنار آموختن مدرک رو هم مهم میدانند.البته این رو اینجا باید مطرح کنم که به نظر نمیاد که هدف این پروژه ادامه مسیر مدرک گرائی باشه اما به ناچار این حقیقت را باید بپذیریم که مدرک دغدغه چندین نسل در کشورمان بوده.

هدف من از معرفی مکتب خونه پلاس همایت شخصی من از این پروژه و یا اگر واضح تر بخواهم بیان کنم احترام به تفکر پشت این ایده است،امیدوارم در اینده ای نزدیک با به وجود امدن مجموعه های این چنین و یا بهتر از این اینجا تبدیل به جای بهتری برای زندگی بشه و امیدوارم که ریشه مدرک گرایی از میان برداشته بشه.

پایه گذاریها استقلال در کنار امنیت

امروز عصر با دخترم مه یاس برای پیاده روی و گردش به سمت شهر رفتیم،بعد از خروج از خانه به او گفتم که اگر میخوای تو این هوای سرد دستت گرم بمونه دستات رو بزار تو جیبت بابا هم همینکار رو میکنم ،تو مسیر زیر چشمی اون رو  زیر نظر داشتمش و عکس العملهاش رو زیر نظر داشتم که چیکار میکنه ،برای اولین بار بود که در مسیر طولانی دستش رو رها کرده بودم اما در این مدت به این فکر میکردم که زمین نخوره یا از من “عقب نمونه”! ادامه مطلب →

فرو ریزی سپرهای دفاعی

به این فکر میکرد که چه کار میشه کرد تا شبکه های اجتماعی اسیب کمتر به جامع جمع گرا یا Collectivism ما وارد کنه ،نمیخوام بگم که من خیلی اطلاعات در این باره دارم شما فقط از این منظر ببینید که یکی از اسیب دیده های جدی این شبکه ها جدید اجتماعی خود من هستم از این که میگم جدید منظورم همینهایی هست که امروز من و شما ازش استفاده میکنیم چون به نظر میرسه که تولد شبکه های اجتماعی به چند سال اخیر بر نمیگرده،او زمانی که اژدادما در غارها زندگی میکردند بر دیوارهای غار اثار بر جای گذاشتند که سبک قدیمی ترش رو اونجا میشه دید،نمیخوام بگم که دور هم جمع شدن در دوران غار نشینی یا قبل و بعد اون کار اشتباهی بوده،همونطور که خودتون هم میدونید انسان یک موجود جمعی هست و این خودش دلیل به وجود اومدن روستاها و بعد شهر ها و تمدنها رو به وجود اورده و با عث این شده که این شکل از زندگی که ما امروز با اون سرو کار داریم به وجود بیاد. ادامه مطلب →