محتواهای سمی

انچه که در این مطلب مینویسم برداشت شخصی من از محیط هایی که برای ما میتونه بد حالی رو به همراه داشته باشه هست به دقیق و درست بودنش تاکید ندارم، فعلا اونچه که فکر میکنم درست هست رو مینویسم تا این افکار رو از ذهنم خارج کنم پذیرش و ردش رو به خواننده واگذار میکنم اگر چه تمام اونچه که قبلا نوشتم یا بعداً مینویسم برداشتهای شخصی من بوده و هست و به نظرم این درک و برداشت هر فرد از مطالب هست که مسیر فکری اون رو مشخص…

ادامه

جنگنده های سایبرستان

به نظر میرسه که دولتها هر باری که با ابزار قدرتمندی دست یافته اند اون رو برای ابراز قدرت و اگر ضربه ها و کینه هایی از قبل از سایر کشورها بردل اونها مانده در صدد انتقام جویی با سایر دولتها به کار خواهند بردن و هر بار ابزارهای جدید جنگی مستقیم یا غیر مستقیم راه انداخته البته همینجا عرض کنم که من تاریخ دان نیستم اونچه که اینجا مینویسم وصله ای از اطلاعات و تحلیل ذهنی خودم هست که برای توجیح خودم از مشاهداتی که دارم استفاده میکنم، از…

ادامه

نوشتن و خاموشی

هر باری که به ذهنم نمیرسه در رابطه با چی بنویسم به توصیه شاهین کلانتری گوش میکنم و درباره نوشتن مینویسم روش کار هم به این صورت هست که یک کلمه رو با نوشتن قاطی میکنم و بعد هر چه که به ذهن برسه بیان میکنم. هر مطلبی که اینجا منتشر میکنم به من انگیزه بیشتری میده تا بنویسم، جدیداً یکم به خودم فشار میارم و ۳ تا ۴ باری مطالبم رو بازنگری میکنم تا نوشته بهتر داشته باشم نمیدونم بهتر شده یا نه؟ البته مهم هم نیست که بهتر…

ادامه

هیجانات تلگرام زدگی

خیلی تمایل نداشتم که در رابطه با این اقدامات هیجانی چند روز اخیر که در شبکه های اجتماعی بخصوص تلگرام روی داده ابراز نظر کنم اما از اونجایی که حدود ۶۰ درصد ترافیک اینترنت کشور به تلگرام اختصاص داره و رقم رقم کمی نیست گفتم نظرم رو در رابطه با این ارقام بزرگ ابراز کرده باشم امیدوارم ابراز من با روحیات شما سازگار باشه، اقدامات هیجانی تلگرامی که باعث شد خیس و خشک ها با هم بسوزند و مسدودیت و محرومیت این پلتفرم آبی هم تجربه بشه، از اونجایی که…

ادامه

عینکی که ما بر چشم داریم

هر یک از ما دنیا رو از دریچه نگاه خودمون میبینیم و این عامل بستگی به این داره که در مسیری زندگی تا به امروز با چه حوادث و اتفاقاتی برخوردیم و چه چالشها و مشکلاتی برای ما پیش اومده، اینکه چطوری با مسائل برخورد کردیم، ایا تا به امروز برنده بودیم یا بازنده و عوامل متعدد دیگه ای که هر یک میتونند تغییری در ساختار ذهنی ما به وجود بیاورند. همه این نکاتی که در بالا به اون اشاره کردم میتونه برای هر فردی اتفاق بیافته و هیچکس نمیتونه ادعایی در…

ادامه

نقش خود پذیری در عزت نفس

طی چند هفته اخیر کتاب نظریه های شخصیت شولتز رو داشتم میخوندم، شاید بشه گفت با خوندن مطالبت این کتاب نگاه من نسبت به روانشناسی به نگرش جدیدی تبدیل شده باشه. البته هنوز کتاب رو تمومش نکردم و حدود ۲۰۰صفحه ای مونده تا به انتهاش برسم اما تا همیجا هم برای بار دیگری مفروضاتم بر زمین ریختند و نگاه تازه ای به این علم پیدا کردم در حال حاضر این بهترین کتابی هست که خوندم (البته اخرین کتابهای خوانده شده برای من بهترینند) بخش زندگی نامه روانشناسها خیلی برام جالب…

ادامه

چه انتظاری از خودمون داریم؟

سطح انتظار هر فردی نسبت به خودش در هر صورت و شرایط متفاوت هست، متاسفانه به نظر میرسه که بیشتر ادمها انتظاری فراتر از اون چیزی که در توانشون هست رو دوست دارند انجام بدند، حرفهایی که من در اینجا مطرح میکنم یک تحقیق علمی نیست بلکه این تحلیل از ذهنیت ادم بیمار و طلب کاری که از خودش انتظار چیزی فراتر از حد توانش داشته و داره هست، این فرد کسی نیست جز خود من و راستش رو بخوام اغرار کنم با اینکه تا حدودی مطالب مدیریتی و برنامه…

ادامه

قعطی یا وصلی فرقی نداره ادامه میدم

عصر بر حسب اتفاق با اون یکی وبلاگم سر زدم دیدم ایران دیسک هشدار منقضی شدن دامنه رو به من نشون میده. الان که دارم این مطلب رو مینویسم دلیل این قعطی رو نمیدونم و نمیدونم چقدر دیگه زمان میبره تا اوضاع اونجا رو به راه بشه، البته تیکت به بچه های سایت سی پنل زدم و اونها هم بعد از حدود ۱۲ ساعتی که تا به الان گذشته هنوز جوابی به تیکت من ندادند! به همین خاطر امشب برگشتم اینجا تا نوشته امشبم رو اینجا بنویسم، به هر حال…

ادامه

اپسیلونهای دنیای شگفت انگیز نو

چند سال پیش طی گفتگویی دو نفره ای که با مرحوم حمید دانشور داشتیم ایشون بحث شیرین و به یاد موندنی رو مطرح کردند، معمولا زمانی که تنها بود به خونه او میرفتم و راجع به مسائل مختلفی صحبت میکردیم، اون موقع ها هنوز کتاب خون نشده بودم و دنیای متفاوت تری از این روزها داشتم اگر دقیق تر بخوام زمانش رو بگم گمان کنم حدود یک سالی قبل از یافتن متمم بود، تو دایره ارتباطیم تعداد معدود افرادی بودند که با صحبت کردن با اونها حس خوب یادگیری بهم…

ادامه

غروب و خالی بودن کله پُر

نمیدونم واسه غروب آفتاب هست که دل ادمها میگیره یا اینکه دل ادمها محتاد شده به غروب و میخواد خودش رو در اون زمان با نابود کردن وقت و جون بسازه! دوستی دارم که کافه داره گهگاهی میرم پیشش چند دقیقه ای با هم صحبت میکنیم چند روز پیش از مسیر کافه رد میشدم که دوستم بیرون کافه ماشینم رو دید و من هم به خاطر اینکه خیلی وقته که ندیده بودمش ترمز کردم و چند دقیقه پیشش نشستم، شاگرد کافه ادم شوخی طبعی هست و هر باری که میرم…

ادامه