اگر ننویسم چی میشه؟

خوب یکی از دلایل اسیب دیدن و کاهش عزت نفس ما انجام ندادن برنامه هایی هست که در خلوت ما به خودمون قول دادیم انجام بدیم، همه اونهایی که در زمینه بهبود عزت نفس کار میکنند و در این زمینه مربی هستند با هم متفق القولند که هدف غیر قابل دسترس بیشترین اسیب رو به عزت نفس افراد وارد میکنه، به همین خاطر قبل بهتر هست که قبل از شروع برای طرح ریزی برنامه ها در پی اهداف قابل دسترس بودن هدف رو در نظر داشته باشیم، البته این به اون معنا نیست که به خاطر تنبلی و اهمال کاری در هنگام برنامه ریزی جا بزنیم و شروع نکرده خاموش بشیم. Continue reading →

بلند ترین شب سال ۹۶!

این مطلب ادامه نوشته قبلی کوتاه ترین روز سال۹۶ هست و اونجا قرار گذاشته بودم که گزارشی از این روز کوتاه و شب بلند رو اینجا یاداشت کنم، البته گزارش چون در ذاتش وارد جزعیات میشه، ترجیح میدم به کلیات انچه گذشته بپردازم. در روزی که گذشت تقریباً تونستم ۶ ساعتی برای آموزش خودم وقت بگذارم، البته مهمترین فعالیت این روزهای من همون طور که قبلا هم اشاره کردم آموختن هست به خاطر کوتاهی این روز! ترجیحم این بود که بهترین انتخاب رو در ابتدا داشته باشم، رفتم Continue reading →

کوتاه ترین روز سال۹۶!

قرار بود این نوشته رو چند ساعت قبل که هنوز امروز نشده بود بنویسم اما متاسفانه به خاطر پراکندگی ذهنی نتونستم ذهنم رو نظم بدم و چیزی بنویسم، الان که حدود ساعت ۵:۴۸دقیقه صبح روز پنجشنبه سی آذر ماه نود شش هست این نوشته رو دارم مینویسم البته حدود ده دقیقه ای هست که داشتم فکر میکردم از کجا شروع کنم و درباره چه موضوعی بنویسم که به ذهنم زد حالا که در این روز به نظر از لحاظ محاسبه زمانی خورشید طلوعی دیرتر و غروبی زودتر داره این رو بهانه ای کنم و چند خطی اینجا بنویسم. Continue reading →

تعمیر قبل از تغییر

بعضی وقتها که یکم کم انرژی میشم و دلم میگیره میرم سراغ پیاده روی، امروز از اون روزایی بود که کمی ناراحت و نگران و کم انرژی بودم و دنبال بهانه ای بودم که از خونه بزنم بیرون و این بهانه با تلفن یکی از دوستام برام فراهم شد.
برای حرف زدن و قدم زدن با هم تقریبا دو یا سه کیلومتری پیاده روی کردیم، این دوست من چند سالی هست که در میانه راه تصمیم گیری برای خروج از کشور، در دوراهی رفتن یا نرفتن گیر کرده و فشار فکری که به این خاطر به خودش وارد میکنه بد جوری با احوالات بد(استرس شدید و تپش قلب که خودش Continue reading →

برای چی بنویسم

چند روزی هست که زیاد تاب و توان انجام کارها رو ندارم یکی از این مجموعه کارها نوشتن در اینجا هست که به نظر طی چند روز اخیر کمی غفلت در این باره داشتم و چند نوشته ای روزانه ای رو رد کردم و ننوشتم، البته به نظرم به خاطر اینه که در طول مسیر تا به این سن بیشتر کارهام رو دقیقه نود انجام دادم، البته این برای قبل تر هاست و الان تمام تلاشم رو میکنم تا این معضل رو کمی ریشه کن کنم و اهمال کاری رو از خودم دور کنم، خوشبختانه در این زمینه تا مقداری هم موفق Continue reading →

اگر همراه اول نبود!

سه روز هست که اینترنت وایرلسی که استفاده میکنم قطع شده و متاسفانه به خاطر کوری نقطه زندگی من اسیر این شرکت منوپولیستی که به من خدمات اینترنتی میده شدم، از اینکه منوپولیست رو براش به کار میبرم به این خاطر هست که تنها شرکتی هست که نقاط کور منطقه ما رو پوشش میده، در شرایطی که قعطی سرویس سه چهار روز هم طول میکشه به غیر از سکوت کاری نمیشه کرد، هر باری که قحطی به سرور علام میشه مجبوراً دست به دامن اینترنت با سرعت و نماد E همراه اول میشم تا بتونم بخش از
کارهای روزانه خودم که در بستر اینترنت هست رو انجام بدم. Continue reading →

پذیرش هراسها و ناراحتی ها

داشتم دنبال بهانه ای میگشتم که یک مطلبی بنویسم به دهنم زد که سوال تمرین امروز عزت نفس رو بهانه کنم و چند خطی بنویسم، یک توضیحی مجددی راجعه به تمرینی که دارم انجام میدم رو خدمدتون عرض کنم این هست که بعد از خواندن کتاب روان شناسی عزت نفس نوشته ناتانیل براندن تصمیم گرفتم که تمرینهای اون رو انجام بدم تمرینهای اون مجموعه ای از سوالات هست که هفته ای سه یا چهار و گاهاً پنج تا رو پاسخ میدیم در مجموع سی یک هفته طول میکشه که این پروژه تموم بشه. سال گذشته تجربه خوبی از Continue reading →

چرا علوم اقتصادی رو انتخاب کردم

خوب به نظر میاد که یکی از چالشهای مهم هر دولتی در سطح زمین طرح ریزی برنامه اقتصادی پویا برای کشورش هست و یکی از اصلی ترین دلایل جنگ هایی که در اطراف ما و سایر نقاط جهان هم میگذره بر سر همین منافع اقتصادی دولت ها (مخصوصا اونهایی که خودشون رو توسعه یافته تر میدونند) هست، منظورم این نیست که با داشتن علم اقتصاد نگاه سیاستمدارانه داشته باشم و از موضع قدرت به بقیه نگاه کنم، این طرز نگاه پوپولیسمی یا فئودالیسمی متاسفانه با این همه پیشرفت علوم مختلف همچنان Continue reading →

فرسایش تدریجی برنامه ها

طی یک هفته قبل کل ساختار برنامه ریزی خودم رو برهم ریخته بودم و اگر بخوام زمان مصرف شده روی برنامه های اموزشی که داشتم رو طی چند هفته گذشته رو روی نمودار ببرم هفته گذشته کلا منفی عمل کردم، برای این وضعیت هم عوامل متعددی تاثیر گذار بود که بخش عمده اون برمیگرده به بهانه تراشی و در رفتن های من از برنامه هایی که برای رسیدن به اهدافم بر روی خودم پیاده کرده بودم.
پی نوشت: معمولاً زمانی که دارم میرم دخترم رو از مدرسه بیارم، مسیر خونه تا مدرسه مه یاس رو پیاده روی میکنم، امروز تو Continue reading →

ریسک پذیری یا ساده اندیشی

اگر بخوام میان این دو عبارت یعنی ریسک پذیری و ساده اندیشی تفاوتی در کلیات موضوع در نظر داشته باشم به نظرم چندان تفاوتی میان این دو نمیشه پیدا کرد اما از اونجا که جزعیات در این دو عامل نقش بسزایی داره به نظر در این حالت میشه تفاوت هایی بسیاری رو پیدا کرد، از این جهت این رو میگم که به فرض مثال هر یک دارای تقسیم بندیهایی متفاوتی هستند که برای مثال، مثلا ریسک در بازار سرمایه به دسته Continue reading →