مسئولیت در قبال عزت نفس?

همونطور که قبلاً هم به این نکته اشاره کردم امسال دومین سالی هست که دارم تمرین های انتهای کتاب روانشناسی عزت نفس ناتانیل براندن رو انجام میدم. سال گذشته در میانه انجام تمارین به این نتیجه رسیدم که بهتره که شغلم رو تغییر بدم البته قبل از انجام این تمارین هم تصمیم به ترک این کار داشتم اما این تمرینها باعث شد راحت تر تصمیم قطعی خودم رو بگیرم و جرات پیدا کنم تا نقطه امن جدیدی در زمینه مالی به شکل دیگری که به نطرم میتونه برام رضایت بخش…

ادامه

گاهی از دست خودمون هم فرار میکنیم!

اگر بخوام همین ابتدا یک جمع بندی برای این عنوان در نظر داشته باشم باید خدمدتون عرض کنم این عنوان صرفاً جهت غیبتهای خود خواسته ای بود که در چند روز اخیر برای انتشار مطالب داشتم، از شما چه پنهان طی چند روز اخیر یک جورایی خودم رو زیاد تر از حد معمول در گیر روزمرگیها قرار داده بودم و البته در مواقعی روزمرگی رو بهانه ای کرده بودم برای ننوشتن شبانه مطالب و البته رفتارهای حاشیه ای هم در ارتباط با فرار از ننوشتن برای خودم به وجود اورده…

ادامه

آدم اهل فکر

آدم اهل فکر لازم نیست چندان سخت کار کند، کافی است شدید فکر کند. این جمله رو از کتاب قوی سیاه صفحه۴۵ خط چهارم برداشتم، چند شبی هست که نوبت قوی سیاه شد تا با اون زندگی کنم. کوتاه نویسی رو دوست ندارم اما به احترام طالب به همین جمله اکتفا میکنم و انتها رو نیز با جمله ابتدا تموم کنم تا عمیق تر به این جمله فکر کنم. آدم اهل فکر لازم نیست چندان سخت کار کند، کافی است شدید فکر کند.

ادامه

چقدر حاضریم اشتباهاتمون رو بپذیریم؟

از گذشته های دور به ما یاد آوری کردند که انسان جایز الخطا هستند با اینکه دائم الخطا بودن انسانها برای ما امروز ثابت شده. از اونجایی که بیشتر ما در اکثر مواقع سعی میکنیم اشتباهات و ایرادات خودمون رو نبینیم اشتباه کردن رو بیشتر برای دیگران اختصاص میدیم! پذیرش اشتباهات به نظرم یکی از مهم ترین استراتژی برای اصلاح فردیت هر یک از ما به حساب میاد البته اگر سر خودمون رو گول نزنیم و اشتباهاتمون رو انکار نکنیم، اگر این رو بپذیریم که انسان دائم و الخطا کار…

ادامه

قدر دانی از مکتب خونه

حدود دو سالی هست که با مکتب خونه آشنا شدم و در این مدت هم اطلاعات آموزنده زیادی از اونجا بدست آوردم، قبلا پراکنده و هر از گاهی به اونجا سر میزدم و به صورت رندم جلسه ای از دروس رو چک میکردم، جدیداً یکم با ثبات تر برای یادگیری و افزایش دانشم وقت میزارم و تدام دارتر به مکتب خونه سر میزنم اگر میانگین ماهیانه رو بخوام حساب کنم به نظر هفته ای ۵ روز هر روز حدود ۶۰ تا ۱۰۰ دقیقه مهمان مکتب خونه هستم البته مدل مکتب…

ادامه

برون ریزی ذهنی

یکی از عادتهای من این هست که هر وقتی میخوام کاری انجام بدم در رابطه با اون کار با دیگران هم صحبت میکنم و نظرشون رو جویا میشم، خوشبختانه و یا متاسفانه تا به امروز در اکثر ایده هایی که به ذهنم خطور کرده و به اشتراک گذاشتم کمتر کسی رو پیدا کردم که با من موافقت کنه? شاید این روشی که من به کار میبرم از نظر برخی روش درستی به حساب نیاد اما از اونجا که منفی بافی و نمیشه و نمیتونی اطرافیان به من نیرو میده افشای…

ادامه

فرار از باتلاق

از زمانی که کار سابقم رو ول کردم هر از گاهی تعدادی از دوستام که اونجا مشغولند با من تماس میگیرند و ازم میخواند که بهشون سر بزنم، هر بار به بهانه ای مستقیم و یا غیر مستقیم درخواستشون رو رد میکنم تا مجدد ورود پیدا نکنم به محیطی که تمایل به بودن در اون رو ندارم، نمیخوام بگم که اوضاع با خروج من بهتر شده و گورستان موجود به گلستان تبدیل شده از اینکه از کلمه گورستان استفاده میکنم به این دلیله که اون محیط سرشار از افراد مرده…

ادامه

فاصله بین حرف تا عمل

همه ما دوست داریم زندگیمون در شرایط خوب و مطلوب باشه، البته همین مطلوبیت هم برای هر یک از ما معنای متفاوتی داره اگر مثلا نمونه ای رو بخوام مثلا بزنم داشتن آسایش یا آرامش بدیهی ترین نمونه هست برای افراد از جمله خودم مهمه و یا موارد مختلفی دیگه ای که بسته به نیاز هر فرد به ذهنش خطور میکنه، خوشبختانه بودن در این وضعیت و شرایط دوست داشتنی جزء خواسته همه افراد به حساب میاد و ما نمیتونیم فردی رو پیدا کنیم که به این مقوله فکر نکرده…

ادامه

گفتگوهای بی مایع

از اونجایی که خواسته یا ناخواسته در مسیر زندگی با افراد متعددی سر و کار داریم مطمعناً درصدی از ارتباطات ما یا بهتره بگم مقدار زمانی از عمر ما بر سر بحث و صحبتهایی میگذره که اگر با دقت به اون بنگریم متوجه میشیم که در این میان چیزی بجز وقت الکی هدر دادن رو برای ما به همرا نداشته و نداره، شاید این مدل نگاه من به رابطه های و گفتگوهای انسانی کمی بی منطقی رو به همراه داشته باشه و در ارتباطات انسانی که بخش زیادی از اون…

ادامه

افزایش انگیزه و انرژی

اگر بخوام انگیزه و انرژی رو از دیدگاه خودم تفسیر کنم یکی از مهم ترین معیارهایی رسیدن به اهداف داشتن این دو عامل یعنی انرژی انگیزه هست، بعضی از روزها اون چنان بی رمق هستم با اینکه برنامه هایی در لیست کارهای روزانه ام دارم اما حالی برای انجام فعالیتهام ندارم و متاسفانه همین امر باعث میشه که حال و احساس بد بیاد به سراغم، شاید بهتر بود که این مطلب رو ننویسم اما از اونجا که این مکان خانه ابراز افکار و نظرات و احوالات شخصیم هم هست گهگاهی…

ادامه