اینقدر دور زدیم عادت کردیم

به نظرم یکی از دلایل اصلی کمتر توسعه یافتگی ما همین دور زدن راهای موجود است یا به اصطلاح عبور از میانبر هست، اگر نظرم رو بخوام بگم اینه که ما به دلیل نیاموختن صبر خیلی خوب یاد گرفتیم که در کارها عجله کنیم این رو میشه خیلی راحت و واضح در رانندگی ما هم دید البته این بی حوصله گی میتونه ریشه های دیگه ای هم داشته باشه که من فعلا به همین ها اکتفا میکنم البته این رو باید بگم که شما همین ها رو هم خیلی بهتر از من میدونید و در این زمینه نیاز به توضیح نیست اما از اونجا که برای اینجا نیاز به مطلب برای بروز رسانی و نوشتن مداوم دارم گفتم چند خطی هم برای این مورد که خیلی هم در این روزها به کار برده میشه نوشته باشم. Continue reading →

بد ترین رفتار

متاسفانه ما بدترین رفتارها رو در قبال دیگران انجام نمیدیم بلکه بیشترین اسیبها رو به خود در رفتارهایی که بر خودمون اعمال میکنیم در نظر داریم، روانشناسان معتقدند که بد ترین رفتار بی برنامه گی در زندگی هست، شما رو نمیدونم اما خودم سالیان زیادی این گونه رفتار رو در قبال زندگی خودم داشتم و اگر راستش رو بخوام بگم هنوز از اون دوران بد رفتاری(بی برنامه گی) ترکش هایی هم در من بر جای مونده و حالا که بعضاٌ برنامه هایی برای خودم چیدم گاهاٌ اونها رو اجرا نمیکنم. Continue reading →

به چالش بردن ذهن

چند وقتی هست که در ابتدا هر هفته بازنگری به برنامه ها و کار هایی که هفته گذشته به سر انجام رسوندم می اندازم تا اگر ایراداتی در ان وجود داشت رو اصلاح کنم،خوشبختانه یا متاسفانه هر هفته تغییری جزعی یا بعضاٌ کلی رو در برنامه هام لحاظ میکنم تا به اونچه که بهتر و مفید تر هست به کار بگیرم و بتونم با این کار یادگیری رو شخصی سازی کنم و به بهترین روش ممکنه برسم، از اونجایی که زندگی طبق برنامه های ما پیش نمیره گاهاٌ بر اثر اتفاقاتی زمان زیادی رو از دست میدم و این بر هم ریختن برنامه ها بعضی وقتها چالش جدیدی به وجود میاره. Continue reading →

تا تحلیل گر شدن

اگر از من بپرسید که مهمترین ویژگی مردم ما چی هست بی شک برچسب تحلیل گر رو به اونها اعطاء خواهم کرد، از اونجایی که خودتون هم شاهد عینی این موضوع هستید دست اورد بزرگی که شبکه های اجتماعی اون رو یک مقدار تشدید کرده همین ویژگی تبدیل شدن درصد زیادی از جامعه به این ویروس تحلیل گری هست، قدیما فقط در تاکسی ها مردم راجع به همه چیز نظر میدادند اما امروز به نظر این ویژگی مثل قده سرطانی در گوشت و استخون جامعه ما نفوذ کرده. نمیدونم ایا از دل این رفتار دست اورد خوبی استخراج خواهد شد یا خیر، این نتیجه گیری کار امروز من نیست، Continue reading →

افزایش نردها درایران

طی چند شب گذشته مشغول مطالعه کتاب صفر و یک پیتیل ثیل بودم،کتاب خیلی خوبی هست و من خیلی از خوندن این کتاب لذت بردم البته تا این لحظه تعدادی از صفحات پایانیش مونده که اگر عمری بود بعد از این نوشته قرار هست برم سراغش و بخش اخری که مونده رو به پایان برسونم.
خلاصه هایی از این کتاب در متمم
پی نوشت: نوشتن در وبلاگم طی هفته های قبل اخرین برنامه شبانه ام بود و علت مهمی که این کار رو انتهای Continue reading →

پل های ارتباطی !

چند وقت پیش با درخواست یکی از دوستانم و از طرفی به خاطر حس کنجکاوی خودم در یکی از این گروهای تلگرامی عضو شدم از اونجایی که اسم این گروه پل ارتباطی بود و به ظاهر هم برای اینکار بنا شده بود وارد این گروه شدم، گروه متشکل از افرادی بود که به نوعی خود را در سطح شهرستانمون مهم میدونستند از همین افراد خود بزرگ بینی که دوست دارن مهم باشند و فکر میکنند با چسبیدن به فرد متشخصی ان هم با استفاده از چسب کاغذی میشود مهم و مشهور شد. Continue reading →

بعد از یک انحدام چند روزه

چندی روزی هست که وبلاگم رو بخاطر کم دانی در سواد دیجیتالی منحدم کرده بودم حدوداً چهار روز زمان برد تا دوباره اینجا رو سرو سامان بدم و بتونم برگردم به وضعیت عادی، تو این مدت که اینجا مسدود بود فشار زیادی رو تحمل کردم، حالا سوای از اینکه نگران نوشته های بی سر و سامونم بودم از عذاب وجدان اینکه روزها خودم رو بدون انتشار مطلب سپری میکنم اذیت میشدم، البته بعد از دو روز اول که دسترسی به اینجا مسدود شده بود تصمیم گرفتم در وبلاگ سابقم مطلب بنویسم و فکر کنم دوتا مطلب اونجا منتشر کردم. Continue reading →

شرم و خجالت همراه با اضطراب

همونطور که در این مطلب هم اشاره کردم مدتی هست که دارم برای از بین بردن اضطراب جدایی دخترم تحقیقات عمیقی در حد و توان خودم انجام میدم و تا به امروز تونستم اطلاعات کمی مفید رو به دست بیارم و برخی از اون راهکارها رو هم دارم استفاده میکنم ، از اونجایی که هنوز به نتایج مطلوبی نرسیدم در حال حاضر قصد ندارم همه اونها رو بیان کنم فقط خواستم در باره موضوعات جانبی که هرزگاهی به این تحقیقات من افزورده میشه اشاراتی کنم. Continue reading →

دیوانه ای که مینویسد

بعضی وقتها از دردها باید گفت بعضی وقتها از زخمها بعضی وقتها اگر شاد هم بودیم میشود باز هم گفت ان هم در اینجا البته مراقب ان باشیم که دردهای زیاد از حد شخصی رو به اینجا نکشیم تا زخمهای دردناک ما دیگران را نرنجاند، شاید بهتر است از میان انها زخمهایی که نیاز به فریاد دارند رو بهتره که انتخاب کنیم و در باره اش بنویسیم، البته بهتر است فریادمان از جنس بی صدا باشد به نظرم فریادهای بی صدا ضربه ای کوبنده تر را وارد خواهد کرد، این روزها عموماٌ افرادی را که از این روش هوشمندانه Continue reading →

برای ورد پرس

زمانی که از وبلاگ بیان سابق به اینجا مهاجرت کردم برنامه داشتم که وبلاگ حرفه ای تر رو با ورد پرس تجربه کنم اما الان نزدیک به یک سالی هست که به اینجا مهاجرت کردم و هنوز برای یاد گیری ورد پرس وقت اونچنانی نگذاشتم ،شاید این رو باید رفتار اهمال کارانه خودم در نظر داشته باشم، شاید هم به دلیل عدم اولویت بندی کارها و برنامه هام باشه به هر حال دلیلش هرچی که بوده باشه یکم به اون وبلاگ قبلی خودم ادای دین دارم چونکه به نظر میاد بعد از مهاجرت به اینجا تغییر اونچنانی برای این کار انجام ندادم و به نظرم در حال حاضر اینجا Continue reading →