کوتاه ترین روز سال۹۶!

قرار بود این نوشته رو چند ساعت قبل که هنوز امروز نشده بود بنویسم اما متاسفانه به خاطر پراکندگی ذهنی نتونستم ذهنم رو نظم بدم و چیزی بنویسم، الان که حدود ساعت ۵:۴۸دقیقه صبح روز پنجشنبه سی آذر ماه نود شش هست این نوشته رو دارم مینویسم البته حدود ده دقیقه ای هست که داشتم فکر میکردم از کجا شروع کنم و درباره چه موضوعی بنویسم که به ذهنم زد حالا که در این روز به نظر از لحاظ محاسبه زمانی خورشید طلوعی دیرتر و غروبی زودتر داره این رو…

ادامه

تعمیر قبل از تغییر

بعضی وقتها که یکم کم انرژی میشم و دلم میگیره میرم سراغ پیاده روی، امروز از اون روزایی بود که کمی ناراحت و نگران و کم انرژی بودم و دنبال بهانه ای بودم که از خونه بزنم بیرون و این بهانه با تلفن یکی از دوستام برام فراهم شد. برای حرف زدن و قدم زدن با هم تقریبا دو یا سه کیلومتری پیاده روی کردیم، این دوست من چند سالی هست که در میانه راه تصمیم گیری برای خروج از کشور، در دوراهی رفتن یا نرفتن گیر کرده و فشار…

ادامه

برای چی بنویسم

چند روزی هست که زیاد تاب و توان انجام کارها رو ندارم یکی از این مجموعه کارها نوشتن در اینجا هست که به نظر طی چند روز اخیر کمی غفلت در این باره داشتم و چند نوشته ای روزانه ای رو رد کردم و ننوشتم، البته به نظرم به خاطر اینه که در طول مسیر تا به این سن بیشتر کارهام رو دقیقه نود انجام دادم، البته این برای قبل تر هاست و الان تمام تلاشم رو میکنم تا این معضل رو کمی ریشه کن کنم و اهمال کاری رو…

ادامه

اگر همراه اول نبود!

سه روز هست که اینترنت وایرلسی که استفاده میکنم قطع شده و متاسفانه به خاطر کوری نقطه زندگی من اسیر این شرکت منوپولیستی که به من خدمات اینترنتی میده شدم، از اینکه منوپولیست رو براش به کار میبرم به این خاطر هست که تنها شرکتی هست که نقاط کور منطقه ما رو پوشش میده، در شرایطی که قعطی سرویس سه چهار روز هم طول میکشه به غیر از سکوت کاری نمیشه کرد، هر باری که قحطی به سرور علام میشه مجبوراً دست به دامن اینترنت با سرعت و نماد E…

ادامه

پذیرش هراسها و ناراحتی ها

داشتم دنبال بهانه ای میگشتم که یک مطلبی بنویسم به دهنم زد که سوال تمرین امروز عزت نفس رو بهانه کنم و چند خطی بنویسم، یک توضیحی مجددی راجعه به تمرینی که دارم انجام میدم رو خدمدتون عرض کنم این هست که بعد از خواندن کتاب روان شناسی عزت نفس نوشته ناتانیل براندن تصمیم گرفتم که تمرینهای اون رو انجام بدم تمرینهای اون مجموعه ای از سوالات هست که هفته ای سه یا چهار و گاهاً پنج تا رو پاسخ میدیم در مجموع سی یک هفته طول میکشه که این…

ادامه

چرا علوم اقتصادی رو انتخاب کردم

خوب به نظر میاد که یکی از چالشهای مهم هر دولتی در سطح زمین طرح ریزی برنامه اقتصادی پویا برای کشورش هست و یکی از اصلی ترین دلایل جنگ هایی که در اطراف ما و سایر نقاط جهان هم میگذره بر سر همین منافع اقتصادی دولت ها (مخصوصا اونهایی که خودشون رو توسعه یافته تر میدونند) هست، منظورم این نیست که با داشتن علم اقتصاد نگاه سیاستمدارانه داشته باشم و از موضع قدرت به بقیه نگاه کنم، این طرز نگاه پوپولیسمی یا فئودالیسمی متاسفانه با این همه پیشرفت علوم مختلف…

ادامه

فرسایش تدریجی برنامه ها

طی یک هفته قبل کل ساختار برنامه ریزی خودم رو برهم ریخته بودم و اگر بخوام زمان مصرف شده روی برنامه های اموزشی که داشتم رو طی چند هفته گذشته رو روی نمودار ببرم هفته گذشته کلا منفی عمل کردم، برای این وضعیت هم عوامل متعددی تاثیر گذار بود که بخش عمده اون برمیگرده به بهانه تراشی و در رفتن های من از برنامه هایی که برای رسیدن به اهدافم بر روی خودم پیاده کرده بودم. پی نوشت: معمولاً زمانی که دارم میرم دخترم رو از مدرسه بیارم، مسیر خونه…

ادامه

ریسک پذیری یا ساده اندیشی

اگر بخوام میان این دو عبارت یعنی ریسک پذیری و ساده اندیشی تفاوتی در کلیات موضوع در نظر داشته باشم به نظرم چندان تفاوتی میان این دو نمیشه پیدا کرد اما از اونجا که جزعیات در این دو عامل نقش بسزایی داره به نظر در این حالت میشه تفاوت هایی بسیاری رو پیدا کرد، از این جهت این رو میگم که به فرض مثال هر یک دارای تقسیم بندیهایی متفاوتی هستند که برای مثال، مثلا ریسک در بازار سرمایه به دسته

ادامه

بیداری برای نوشتن

حدود پنجاه دقیقه ای از نشستن من پشت لپ تاپ میگذره و داشتم بی خیال نوشتن میشدم که این عنوان به ذهنم رسید که بنویسم، چند روزی هست که برنامه های روزانه ام یکم برهم ریخته شده و این برهم ریختگی همراه با خودش پریشان فکری رو هم برای من به همراه داشته، از ساعت خوابی که طی این چند هفته گذشته برای خودم تعیین کرده بودم حدود سی دقیقه میگذره خواستم بی خیال نوشتن بشم که به جوانب این ننوشتن فکر کردم که اگر ننویسم فردا چه حسی نسبت…

ادامه

تحولاتی اکسی توسینی

سوای از اینکه ترشح اکسی توسین سبب فوایدی در مغز میشه و تاثیرات خوب و مثبتی هم داره اما به نظر بعضی وقتها مثل دورانی که دو نفر از جنس مخالف به هم علاقه پیدا میکنند و عاشق هم می شوند! این هرمون کلاً سازمان و سیستم مغز رو به کلی برهم میریزه، البته شاید این از نگاه من هست که زیاد ماشینی فکر میکنم و یکم با منطق خودم به این بی منطقی نظر میدم.

ادامه