داستان برفی

از اشنایی من با برفی حدود چهار سالی که میگذره،دوست خیلی خوبی تو این مدت برام بوده،برفی رو یکی از دوستام که ساکن اردبیل بود برام اورده،من معتقدم سگی که با گله گاو یا گوسفند مدتی رو بگذرونه هم پخته تر میشه و با گذروندن شرایط سخت مسئولیت پذیری بیشتری پیدا میکنه،از اونجایی که متاسفانه نوع جنسیت در حیوانات همانند انسانها برای عده ای از ما مهم بوده صاحب  قبلی برفی هم یک جوری میخواسته این رو از سر خودش رد کنه،این رو یک دوست مشترکمون بین من و صاحب قبلی…

ادامه

لیست علایق

حدود یک سال پیش بود که کتاب شغل مناسب شما رو خوندم و بعد از اون فکر میکردم که دیگه کارم تمام شده و راه درستی در رابطه با شغل و اینده ام رو برای خودم پیدا کردم ،هرزگاهی هم که با دانش اندکی که در این مدت از تیپ شخصیتیMBTI پیدا کرده بودم سعی میکردم اونهایی که از قدیمترها باهاشون در ارتباط بودم رو انالیز کنم و گاهی هم حدثیات خودم رو به اونها میگفتم،نمیدونم حرفهای من بدردشون خورده یا نه .

ادامه

خستگی در مسیر

اول دبیرستان یا یکم عقب تر بود که تازه با لغت هدف اشنا شدم، قبل از اون هم این لغت رو شنیده بودم اما اون روزها این زیاد برام مهم نبود و بعضی وقتها فکر میکردم که هدف مختص بزرگترهاست و یک نوجوان هدف میخواد برای چی،یک مشاوری داشتیم که قبل از انتخاب رشته تحصیلی چند باری برامون سخنرانی کرد و هر دفعه از هدف و مهم بودن اون برامون میگفت،راستش رو بخواین اون روزها نمیتونستم حرفهاش رو درک کنم،

ادامه

هنر زندگی

تقریبا ۳ سال پیش در یکی از پیشنهادات اینستاگرام با دکتر فرهنگ هلاکویی اشنا شدم و از اون روز به بعد شروع کردم به گوش دادن مجموعه اثاری که تا به امرز تهیه کرده بود،چیزهای زیادی از او آموختم و به نظر میاد ایشون کمک شایان به ذکری به جامعه ایران کرده باشند براشون آرزوی تن درستی میکنم،این جمله ایشون رو خیلی دوست دارم و خیلی وقته که اون رو به دیوار اتقاقم چسبوندم و هرزگاهی نگاهی به اون میندازم تا این نکته رو به خودم یاد اوری میکنم،گفتم شاید…

ادامه

درخت و ریز گردها

از اونجایی که روز درخت کاری رو پشت سر گذاشتیم و امیدوارم فقط تو یک روز و برای چند دقیقه به اون فکر نکنیم،به خاطر مشرف بودن به جنگل یکی از سرگرمی ها روزهای کودکی و نوجوانی من جنگل نوردی بود (اون پشت کوهی که میگند منم) اگر یکم با واقع بینی نگاه کنم نسبط به نقاط دیگه کشور یکم اکسیژن بیشتری و بدون الاینده های صنعتی رو استشمام کردم به نظر میاد تو این زمینه مسئولیت بیشتری رو باید به دوش بکشم.

ادامه

نارضایتی از بی راهه های زندگی

خونه تکونی نوروزی همیشه برای مردم ما مهم بوده و هر سال با نزدیک شدن به بهار سیلی از سر زندگی و ناشاط برای مردم به وجود میاد،اما به نظر میاد ما یاد گرفتیم و برامون مهمه که انگیزه که برای سال جدید داریم رو طوطی وار تکرار کنیم و هر سال که از عمرمون میگذره اون رو تقویت کنیم و به این فکر کنیم که امسال با سال گذشته فرق میکنه

ادامه

اسپایدرمن و پنجه طلائی

دیشب داشتم با مه یاس بازی میکردم،دیدم میگه بابائی یک بازی جدید یاد گرفتم بیا بهت یاد بدم،من هم همیشه این نکته رو به مه یاس یاد اوری میکنم که من خیلی یاد گرفتن رو دوست دارم و اون هم از این که یه چیز جدید به من یاد بده کلی خوشحال میشه،این رو تو چشماش میبینم و از اینکه خوشحالیش رو میبینم خوشحال تر میشم

ادامه