یافتن گم شده ها خود در دیگران

امروز صبح از کنار محل استقرار چندین ساله کلنیهای زنبور عسل سابقم عبور میکردم و در هنگام عبور یک لحظه به خودم گفتم حیفه که چند دقیقه اینجا نشینم و به دوستان آرامش بخش فروخنه شده خود فکر نکنم،پیش بینی من ۲ تا سه دقیقه بود که حدود ۲۰دقیقه ای طول کشید، به یکی از دوستان میگفتم که من هر وقتی با زنبورهام مشغولم اینقدر ارامش میگیرم که نگو و نپرس با تعجب به من میگفت تو جنست از چیه زنبور که نیش میزنه چطوری ارامش میگیری،الان که یکم به زندگیم بازنگری میکنم در تمام طول مدت زندگی خود اگر گاه و بیگاه با حیوانات سپری نمیکردم تبدیل به چه موجودی میشدم؟زنبور داری و چند کار دیگر را بعد از دیدن این تصویر رها کردم .

این خاطره ام سبب شد تا با یکی از دوستانم که تعدادی زنبور دارد و در کار پرورش انها هم کمی مبتدی است تماس بگیرم و مابین احوال پرسی و تیکه پاره کردن تعارفات مرسوم از کلنیهای زنبورش پرسیدم و او با ناراحتی از مرگ تعداد زیادی از کلنیهایش برایم گفت و از من هم خواست که برای بازدید کندوهایش به انجا بروم،من هم که  هنر نه گفتن به دیگران را به تازگی اموخته ام از این مهارت خود صرف نظر کردم و به او جواب مثبت دادم و برای دقایقی در عصر نزد او رفتم.

در حین بازدید از کندوها در باره خودش پرسیدم و برنامه هایش که چه میخواهد بکند،این دوست من در شهر مجاورمان زندگی میکند و قصد دارد برای شورای شهر خود را کاندید کند و از انجایی که دوست من هنوز هم شرافتش بر سر جایش باقی مانده ارادت خاستی نسبط به او دارم و امیدوارم اگر مسئولیتی و یا میزی به او رسید شرافتش را از یاد نبرد و گند نزند به محبوبیتی که طی چند سال برای خود ساخته است به او گفتم،بهتر نیست با فلانی که خود روزی پستی داشته و عملکرد خوبی هم داشته صحبت کنی تا با هم هم صدا شوید،دوستم با صداقت و سراحت گفت اینجا طایفه ای هست من یقینا برنده این انتخاباتم! از انجا که سیاست و انتخابات سر رشته ای ندارم حق را به دوستم دادم (البته برای ان انتخابات امریکا جند ناهار و شام به دوستانم باختم که تعدادی را پاس کرده ام و تعدادی در صف انتظار است) از این یکم فاصله بگیریم که دارد خطرناک میشود.

دوستم چند روزی هست که گروهی در تلگرام برای کمپین تبلیغات خود درست کرده یا کرده اند و تعدادی اندکی کاربر که بیشترشان در کنار نام کاربریشان ستاره دار هم هست و مدیریت ان گروه را بر عهده دارند دیده میشود ستاره دارانی که به دنبال گم شده خود میگردند و گمان میکنند که میشود با باد کردن یک نفر پروازی را تجربه کرد، امروز من را هم عضو گروه خود کردند، من هم که بعد از افتتاح کانال موقت خود در تلگرام منتظر همچین فرصتی بودم تا در میان انبوهی از اخبار زرد شبکه های اجتماعی مطالبی از کانال خود را در گروه انها منتشر کنم تا با این کار حد اقل دین کوچکی برای جبران حل نکردن تمرینها به متمم ادا کرده باشم،صحبت از حل تمرین و امتحان شد باز استرسهای لعنتی به سراغم امدند،امیدوارم که حل شود

 

پاسخ دهید