کودکانی که به دنبال والد میگردند

Rate this post

از نمایشگاه کتاب پارسال حدود ۵۰تا کتاب خریدم و متاسفانه تا به امروز فکر کنم نصفش رو هم نخوندم ،تو نیمه دوم سال جاری فرار از کتاب و کتابخوانی یکی از چالشهای اصلی فکری من بوده که بعد با درک این موضوع که یک تفاوت بین ملاحظه گری p و قضاوت کننده J وجود داره و با خوندن توصیه های کتاب خوانی یکم به وضعیت بهتری رسیدم و الان یکم از خودم راضیم (از خود راضی نیستما)
پی نوشت :سر یکی از کلاسهای زبان که خدمت دکتر هرسیج بودم سر کلاس با کلی خوشحالی تعداد کتابهایی که خریده بودم رو بهشون علام کردند،ایشون هم که خیلی با من صمیمی بودند به زبان محلی به من گفتند” ریکا تو کتاب خون نونه بشو شه کار دنبال” منظورشون این بود که سهم من از کتاب فقط خرید هست،ایشون کاملا درست میگفتند چون من تو اون مدتی که حدود ۱سالی هم ازش میگذشت اونجوری که ایشون تصور میکردند زبان انگلیس یاد نگرفته بودم ،الان هم که از شروع یاد گیری زبانم حدودن ۴ سال میگذره هنوز هم اونجوری که فکر میکردم زبان یاد نگرفتم اما مهم نیست “وقت زیاده حالا یاد میگیرم” نشونه های اهمال کاری در من به سراهت مشخصه،البته یک نکته دیگه که میتونه برای من صدق کنه به نظرم من در ناخوداگاه خودم یاد گیری زبان رو اولویت بندی فعالیتهام قرار نداده بودم.

به تازگی هم تونستم کتاب خونی رو به صورت مداوم را در خودم تسبیت کنم و هر شب چند صفحه ای بخونم،دیشب با پایان کتاب وضعیت آخر رسیدم و از اون جایی که از یاداشت برداری در زمان کتاب خوندن استفاده نمیکنم،خواستم این دو جمله رو اینجا یاداشت کنم که بیشتر در ذهنم تصبیت بشه

یک جامعه نمی تواند بدون تغییر افرادش تغییر کند.تمام امید ما برای اینده بر پایه این واقعیت است که شاهد تغییر افراد باشیم.

لینک خرید: کتاب وضعیت آخر در اشجع

پی نوشت۲:دوستی دارم که بحثهای فلسفی زیاد در رابطه با هر مسئله ای داره،چند روز پیش رفته بودم دفترش و در رابطه با ارتفاع بلند کاخ رضا شاه صحبت میکرد و به من میگفت میدونی علتش چی بود؟من هم بهش گفتم نه از کجا باید بدونم،به نظر هم نمیاد که مهم باشه،دوستم میگفت از خیلی از مهندسها ساختمان پرسیدم و هیچ کدومشون دلیل درستی برای قانع کردن من نداشتند و هر کدومشون یک فرضیه ای رو بهم میگفتند،تا یک روز در یکی از روستاه های کندوان به یک پیرمردی برخوردم و از او دلیل این ارتفاع رو پرسیدم و ایشون تونست جواب قانع کننده ای به من بده،دوستم میگفت اون پیر مرد دلیل بلندی ارتفاع رو عصای رضا شاه  میدونست،دوست من میگفت شاه دستور داده بود ارتفاع سقف رو ببرن بالا تا موقعی که شاه داره راه میره و عصای خود را میچرخاند با سقف برخورد نکند!

به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم درصدی از مردم اینجا گذشته نگری را به اینده نگری در زندگی و در ابعاد بزرگتر کشور ترجیح میدهند.امیدوارم که به وضعیت خوب و بهبود یافته حالایمان یک نگاهی داشته باشیم و

“از گذشته ها درس بگیریم و در حال زندگی کنیم و برای اینده بهتر بکوشیم”.

این تیکه اخر رو دقیقا نمیدونم از صحبتهای چه کسی شنیدم اگر بعدا یادم اومد حتما منبع رو ذکر خواهم کرد.

پاسخ دهید