نوشتن را به راحتی نمتوان ترک کرد!

یاد گرفتم هر باری که ذهن قصد فرار از نوشتن رو داره در رابطه با نوشتن عنوانی درست کنم و چند خطی بنویسم این نوشته هم در چنین وضعیتی نوشته شده، چند وقتی هست که مداوم نویسی در اینجا رو انتخاب کردم و در این مدت چند ماهه، سعی من بر این بوده که به طور دائم هر شب بنویسم البته در این چند هفته گذشته کمی تنبلی کردم و یکم از نوشتن فاصله گرفتم، اگر در این باره بخوام در اینجا اعترافی کرده باشم اینه که در این مدت چند هفته که در اینجا ننوشتم احوالات خوب رو برای خودم نساختم،البته صرف نظر از اینکه توان و قلم من برای نوشتن روان باشه(که نیست) یا سخت، همین که به این کار اعتیاد پیدا کردم به نظرم به همین راحتی ها نمیتونی از این فعالیت لذت بخش دست بکشی دلایل مختلف و متعددی برای به وجود اومدن این وضعیت میتونیم پیدا کنیم. اونچه که من در ذهن خود در این باب متصور شده ام از این قبیل هست.
۱٫زمانی که مینویسم احساس مهم بودن بهم دست میده!
۲٫نوشتن کمک میکنه غلط املایی ها و غلطها و اشتباه فکر کردن ها از ذهن خارج بشوند
۳٫دایره لغات با این کار وسعت پیدا میکنه و با این وسعت یافتن احساس مهارت در تسلط کلمات به هم دست میده
۴٫با نوشتن و تخلیه ذهنی انرژِی و انگیزه برای افزودن اگاهی و یادگیری به سراغم میاد
۵٫ با نوشتن احساس متمایز بودن بهم دست میده
تصورات و تخیلات دیگری هم موجود هستند که بیشتر در بخش احساسات و هیجاناتم ذهن وجود داره که فعلا ترجیحم اینه که در بیان اون ملاحظه میکنم، البته ملاحظه من به این خاطر هست که تعریف این حالت نیازمند توضیح با دقت بیشتر و کلمات بیشتر هست و به همین خاطر ۶ و ۷ و بقیه شماره ها رو ادامه داره رو در نوشته دیگر به اینده موکول میکنم امیدوارم اگر تا اینده مذکور عمری باقی بود برای ادامه این نوشته وقت بگذارم به هر حال در این شبها تنهایی شبمان رو با نوشتن سپری میکنیم تا در مسیر رشد به سمت بالا سقوط کنیم.
این موضوع ادامه دارد…

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

WordPress spam blocked by CleanTalk.