فرار از باتلاق

از زمانی که کار سابقم رو ول کردم هر از گاهی تعدادی از دوستام که اونجا مشغولند با من تماس میگیرند و ازم میخواند که بهشون سر بزنم، هر بار به بهانه ای مستقیم و یا غیر مستقیم درخواستشون رو رد میکنم تا مجدد ورود پیدا نکنم به محیطی که تمایل به بودن در اون رو ندارم، نمیخوام بگم که اوضاع با خروج من بهتر شده و گورستان موجود به گلستان تبدیل شده از اینکه از کلمه گورستان استفاده میکنم به این دلیله که اون محیط سرشار از افراد مرده متحرکی میدیدم که اگر راه داشت اونها رو جزء گونه های نباتیمتحرک قرار میدادم البته همینجا از گیاهان عزیز هم عذر خواهی میکنم که این قیاس رو انجام دادم چرا که گیاه با انزیمهای موجود در خودش اسید امینه مورد نیاز رو برای بقای خود رو تولید میکنه اما این گونه که خوش رو در دسته انسان قرا داده یکی از سمی ترین نوع گونه ها به حساب میاد البته خودم هم مدتی جزء این نوع بوده ام و به همین خاطر هنوز هم ریشه تفکرات سمی بر ذهنم بر جا مانده (به نظرم به وجود اومدن همچین مدلهایی انسانی به مکانیزمهای متعددی فردی، اجتماعی و اخلاقی مربوط میشه که در جوامع در حال توسعه موجودیت داره) شاید اگر متمم رو پیدا نمیکردم امروز که دارم این مطلب رو مینویسم هم در اون دایره قرار داشتم نمیخواهم زیاد برای اون محیط که امروز ازش گریختم منفی بافی کنم چرا که در کنار همه این نارضارتی ها که اعلام کردم باید اعتراف کنم که بهترین درسهای زندگیم رو هم در اونجا آموختم مخصوصاً از رئیس شریف اون مجموعه که شاید بهتره کلمه رئیس رو براش به کار نبرم چونکه هر مقدار انرژی در توان داشت برای زنده کردن مجموعه ای از افراد مرده به کار میگرفت و انصافاً داشت اون مجموعه رو بدون به کار گیری خشونت که به نظر تنها راهکار همچین سازمانی به حساب میومد، با ملایمت و نگرش ملاحظه گرانه ای مجموعه افراد مرده رو رهبری میکرد(البته ناگفته نمونه که در میان مرده ها چند درصد کمی زنده هم به چشم میخرد اما درصد اینقدر پایین بود که نمیشد به حساب اوردش) با اینکه این مدل از مدیریت رو در کمتر اداره ثلتی میشه مشاهده کرد و افراد این چنینی که در راس کار در حال حاضر جزء افراد نادر در کشور به حساب میان. به شخصه تا اونجا که در ارتباط با ادارات دولتی دیگه هم بودم کسی دیگه ای رو در شهرستان خودمون و مجاورین ندیدم که به این سبک مدیریت کار بکنه.
شاید واژه باتلاق از نگاه ناظر بیرونی کمی بی انسافی باشه اما محیط امنی کوتاه مدتی که به صورت تدریجی سم رو هم بهت تزریق کنه من نتونستم براش کلمه ای بهتری پیدا کنم. به هر حال همچین شرایطی و موقعیتی شاید برای هر یک از ما در هر جا و هر زمانی در زندگی ما بسته به شرایط و موقعیت به وجود بیاد،به شخصه امیدوارم که برای شما به وجود نیاد اگر هم اومد یادمون نره که این ما هستیم که مسئول ورود،ماندن، ادامه دادن یا خروج از ان هستیم و باز هم اینجا انتخاب انتخاب شخص ماست که چه راهی را در نظر میگیریم، امیدوارم بهترین انتخاب رو داشته باشیم .

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

WordPress spam blocked by CleanTalk.