عینکی که ما بر چشم داریم

هر یک از ما دنیا رو از دریچه نگاه خودمون میبینیم و این عامل بستگی به این داره که در مسیری زندگی تا به امروز با چه حوادث و اتفاقاتی برخوردیم و چه چالشها و مشکلاتی برای ما پیش اومده، اینکه چطوری با مسائل برخورد کردیم، ایا تا به امروز برنده بودیم یا بازنده و عوامل متعدد دیگه ای که هر یک میتونند تغییری در ساختار ذهنی ما به وجود بیاورند. همه این نکاتی که در بالا به اون اشاره کردم میتونه برای هر فردی اتفاق بیافته و هیچکس نمیتونه ادعایی در این مورد داشته باشه که اتفاقاتی که برای من افتاده سخت و دشوار تر از مشکلات بقیه انسانها بوده و من در زندگی سختی بیشتری رو تحمل کردم، این موارد میتونه مستقیم روی نگرش، رفتار، شخصیت و پاسخ ما به محیط و افراد تاثیر جدی داشته باشه. خُب همه اینها که گفتم از نظر من همون عینکی هست که میتونه نگاه ما رو به دنیا اطرافمون و موجودات همنوعمون تغییر بده. صرف نظر از اینکه این حرفهای من درست بوده باشه یا اشتباه، اونچه که من میخوام راجع بهش صحبت کنم این هست که چه کاری میشه کرد یا بهتر است بکنیم تا دنیا و مسائل و موضوع ها رو از زاویه دیگه ای ببینیم برای این کار در مرحله اول به نظرم بهتر هست با نگاه واقعبینانه تری به خودمون و رفتارمون و کردارمون داشته باشیم، شاید این کار کمی حوصله سر بر باشه اما اگر بخوایم طعم افکارمون رو عوض کنیم و وسعت دیدمون رو کمی بیشتر گسترش بدیم و جهان بینی جدیدی رو حس و لمس کنیم سپس بهتر هست کمی flexibility یا انعطاف پذیری رو برای خودمون به کار ببریم و تغییری در موضع خشک و شکننده ای ذهنی که در طول سالها گذشته بر ذهنمون حاکم بوده داشته باشیم، مطمئناً این حرف در بیان راحت هست اما در عمل گاردی که بر ذهنیت ما حاکم بوده به همین راحتی نمیگذاره این کار رو انجام بدیم (قابلیت تطبیق پذیری یکی از قابلیتهای مهمی هست که در انسان وجود داره پس با کمی تلاش و اراده میشه از پسش بر اومد) ما میتونیم این کار رو هم نکنیم و به دنیای اطراف همونطور که قبلاً باهاش برخورد میکردیم مجدداً برای خودمون مد نظر داشته باشیم اما از اونجا که انسانها تنوع و تحول رو دوست دارند به نظر به این می ارزه که این تغییر رو تجربه کنیم.

پی نوشت: این بیت مولوی رو از کتاب سیستمهای پیچیده محمدرضا شعبانعلی برداشتم.
پیش چشمت داشتی شیشهی کبود زان سبب دنیا کبودت مینمود 
کسی که عینک آبی رنگ بر چشم دارد، هر شیء تازهای در محیط را یک جسم آبی رنگ جدید میبیند و مثال جدیدی
در تایید باور قدیمی که هر چه در جهان هست، آبی است. فقط کسی میتواند جهان را به شیوهای دیگر ببیند، که عینک
آبی از چشم بردارد.
به هر حال این ما هستیم که انتخاب میکنیم که چه رفتار و نگرشی رو در زندگی انتخاب کنیم و کدامیک از رفتارهامون رو کنار بگذاریم خیلی اصرار ندارم که شما این کار رو انجام بدید فقط خواستم به این نکته اشاره کنم که به نظرم در اطراف ما تعداد زیادی عینک موجود هست که میشه از اون استفاده کرد یا نکرد به هر حال با هر یک از اینها میشه دنیای جدیدی رو تجربه کرد.
پی نوشت دوم: همونطور که قبلاً هم اشاره کردم آموختن یکی از بهترین فعالیتهایی هست که من دوست دارم در اون غرق بشم، در بعضی از مواقع با آموخته هایی مواجع میشم که به کل مفروضاتم رو منحدم میکنه و این دقیقاً اوج لذت برای من به حساب میاد یعنی شروع مجدد با عینکی جدید. امیدوارم دریچه دنیا رو زیاد برای خودمون تنگ نکنیم و در زندان ذهن تک بعدی گرفتار نشیم چرا که این امر ما رو از زیبایی های و تفاوتها دور خواهد کرد. صحبت از تفاوتها شد یادم افتاد که جامعه ما یکم سخت تفاوتها رو میپزیره گفتم به اهمیت پذیرش تفاوتها و دوستی با اون هم اشاره ای کرده باشم که ورود به دنیای تفاوتها هم چیزی از همین جنسِ دید چند بعدی ما میتونه باشه.   
 

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

WordPress spam blocked by CleanTalk.