عبور از موانع در مسیر زندگی

دیروز صبح داشتم میرفتم سراغ یکسری از کارها که تصمیم گرفتم از یه راه میانبر خاکی استفاده کنم ،مسیر رو سپری کردم نزدیکای انتهایی راه رسیدم به رودخانه، به خاطر بارش بارندگی شدید شب گذشته بستر رودخانه خودش رو بالا کشیده بود .

دنبال راهی میگشتم تا از رودخانه بگذرم هرقدر طول رودخانه رو دنبال کردم نتوانسته مسیر کم عمق تری رو پیدا کنم،همینطور که در حال فکر کردن بودم که چطوری برم آون ور رودخانه، به یاد عبارت خلاف مسیر رودخانه شنا کردن افتادم ،که چقدر با به کار بردن این کلمه و کبوندن آون تو  سر این و اون کلی حس غرور توام با بزرگی و دانایی رو احساس میکردم و فکر میکردم با به زبون اوردنش همه چیز برام حل میشه ،این رودخونه امروز باز من اینطور صحبت میکردم که ببین هر چقدر حرف زدی بسه نمیشه همینطوری از من بگذری باید سرمایک آب رو در پوست جون خودت تحمل کنی باید خیس بشی

به قول سهیل رضایی که خطر تو دل صفره 

خیلی وقتها دوست نداریم نقطه امن خودمون رو از دست بدیم و دل رو بزنیم به دریا،البته من به این نکته اشاره کنم که اگر دریایی نتونستیم پیدا کنیم که دلمون رو بزنیم بهش از رودخانه استفاده کنیم و اگر رودخانه موجود نبود حالا میتوانیم به استخر یا جوب آب اکتفا کرد

عبور از رودخونه اگر چه چند لحظه ای باعث سردی پاهایم شد اما بعد از عبور از اون احساس رضایت و بازنگری به آنچه در ذهن داشتم خاطره خوبی برام به وجود آورد که گفتم با انتشارش این لحظه رو ثبت کرده باشم.

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

WordPress spam blocked by CleanTalk.