سرعت کند کتاب خوانی من

یکی از اعتیادهای مثبتی که این روزها با اون طعم لذت رو میچشم کتاب خوندن هست البته سرعت مطالعه من یک مقدار کند هست و این کند بودن بعضی وقتها ازرده خاطرم میکنه، راستش رو بخواین چند باری رفتم سراغ یادگیری مهارت تند خوانی اما در تمرینهای تند خوانی احساس میکردم در درک مطلب ضعیف هستم به همین خاطر موقتن آموزش مهارت تند خوانی رو از تو لیست اولویتهام خارج کردم ، البته مسلح بودن به این مهارت هم یکی از موضوع هایی هست که برام مهمه و خیلی تمایل دارم که به صورت درست در آینده اون رو بیاموزم اما فعلاً اولویتهایی مهم تر رو برای زندگیم در نظر دارم که امیدوارم با تلاش این مهارتها رو رشد بدم به هر حال در دنیای فوق پیشرفته اینده مسلح بودن به این ابزارها برای افراد جزء امتیازات مثبت به حساب میاد البته اگر اون رو بلد هم نباشیم اتفاق خاصی نمیافته به هر حال نیاموختن این مهارت رو هم به نوعی به خاطر تنبلی خودم در گوشه کنارها ذهنم پارک کردم. از این که بگذریم میخواستم راجع به کند خوانی این روزهای خودم در ارتباط با مطالعه کتاب چند خطی بنویسم، قبل از نوشتن این مطلب موضوع خاصی به ذهنم نمی رسید به همین خاطر به این نتیجه رسیدم که به سبک کند خوانی این روزهای خودم گیر دادم به هر حال مگر اینکه این گیر دادنها بتونه شوکی به اهمال کاری من وارد اورده باشه و حرکتی باشه برای بهبود وضعیتم. طی یکی دو ماه گذشته سرعت مطالعه من در بخش کتاب کاغذی به شدت کند شده طوری که در بعضی از شبها مقدار مطالعه من به یکی دو صفحه رسیده صرف نظر از اینکه این سبک خوبه یا نه صرفا خواستم گزارشی از دوره کند بودن این روزهای خودم داده باشم به هر حال به نظرم همین که این عادت خوب یعنی مطالعه رو تونستم بعد از چند دهه از عمرم در ۳۰ سالگی در خودم تثبیت کنم به نظر جای شکر هست قصدم اغراق نیست اما حیفم اومد کند خوانیم این روزهام رو به اشتراک نگذارم به این خاطر که این افشا گری باعث بشه که کمی تحریک بشم و بیشر بخونم و هم اینکه وضعیت خودم رو ابراز کرده باشم از طرفی شاید رهگذری کتاب نخوانی این مطلب رو ببینه و با این روش خواندن دور کند و مقدار کم ترغیب بشه به کتاب خونی! به هر حال در محیطی زندگی میکنیم که درصد زیادی از همنوعان (صرفا در جغرافیای خودمان ایران) در این روزها گره ای عمیق با شبکه های اجتماعی برقرار کردن و حوصله متنهای بالای چند ده کلمه رو تو کمتر کسی میتونی پیدا کنی.صرف نظر ازاینکه به چه سبکی و چه تعداد کلمه در دقیقه و چه تعداد صفحه ای از کتاب رو میخونیم ،همین که بتونیم معتادانه کتاب بخونیم حالا هر چند صفحه ای که شد خودش جای شکر هست و میشه از این وضعیت، امیدوار اینده خود بود?.

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

WordPress spam blocked by CleanTalk.