درخت و ریز گردها

از اونجایی که روز درخت کاری رو پشت سر گذاشتیم و امیدوارم فقط تو یک روز و برای چند دقیقه به اون فکر نکنیم،به خاطر مشرف بودن به جنگل یکی از سرگرمی ها روزهای کودکی و نوجوانی من جنگل نوردی بود (اون پشت کوهی که میگند منم) اگر یکم با واقع بینی نگاه کنم نسبط به نقاط دیگه کشور یکم اکسیژن بیشتری و بدون الاینده های صنعتی رو استشمام کردم به نظر میاد تو این زمینه مسئولیت بیشتری رو باید به دوش بکشم.

پی نوشت:دوستی انزلی چی دارم که یک بار حرف جالبی بهم زد که بعضی وقتها از مثالش استفاده میکنم و به اطرافیانم اون رو منتقل میکنم،دوستم میگفت ما شمالی ها به خاطر مصرف زیاد اکسیژن هست که یکم کلمون باد داره!

امروز تصمیم گرفتم برای ادای دین اون چند باری که در طول عمرم خواسته و یا ناخواسته درختانی رو از بین بردم برای هفته جاری برم اداره منابع طبیعی و اگر نهالی بود و به ما رسید بگیرم و بکارم،به تعداد هر یک سال از سالهایی زندگی یک درخت میکارم و همین تعداد درخت رو به احترام مردم جنوب که در این روزها بر اثر ریزگردها و الودگی هوا با مسائلی مواجع شدند حواهم کاشت،این تنها کاریه که در حال حاضر میتونم برای مردمی که در الودگی هوا به سر میبرند انجام بدم،امیدوارم مردم کلان شهرها هم یه مرمتی کنند و تو این ایام دست به کا بشند و درخت یا درخت چه ای رو بکارند،البته بعد از اینکه لباسهای عیدشون رو خریدند ،چون به نظر میاد این روزها این از اهمیت بیشتری برخورداره حالا الودگی هوا رو مسئولین برسی میکنند!
خوشبختانه یا متاسفانه با توریستی شدن منطقه ما همراه با نابود شدن کشاورزی و دامداری قاچاقچیان جنگل هم دست از قاچاق چوب برداشتن و برای تجارت لباسشون رو عوض کردند یا اگر هستند تعدادشون خیلی کمتر از ده های قبل شده.
امیدوارم هر کدوممون به سهم خودمون از طبیعت پاسداری کنیم و اگر نتونستیم درختی بکاریم حد اقل باعث نابودی درختی نشیم .

پاسخ دهید