خستگی در مسیر

Rate this post

اول دبیرستان یا یکم عقب تر بود که تازه با لغت هدف اشنا شدم، قبل از اون هم این لغت رو شنیده بودم اما اون روزها این زیاد برام مهم نبود و بعضی وقتها فکر میکردم که هدف مختص بزرگترهاست و یک نوجوان هدف میخواد برای چی،یک مشاوری داشتیم که قبل از انتخاب رشته تحصیلی چند باری برامون سخنرانی کرد و هر دفعه از هدف و مهم بودن اون برامون میگفت،راستش رو بخواین اون روزها نمیتونستم حرفهاش رو درک کنم،شاید اون روزها منظور مشاور ما این بود که میخواست راه درست رو در انتخاب رشته به ما نشون بده و بیشتر قصدش این بود که مهم بودن راهی که انتخاب میکنیم رو توضیح بده اما کو گوش شنوا،متاسفانه اسم مشاور رو یادم نیست و تنها چیزی که از اون دورانی که برامون سخنرانی میکرد به یاد دارم این مبهم بودن معنی هدف از اون روزهاست،از این ماجرا سالها گذشت و هرزگاهی یاد حرف مشاورمون میافتادم و فکر کنم تا به امروز یک کوچولو با مفهوم هدف و هدفگذاری اشنا شده باشم،شاید!

بعضی وقتها در هدف گذاریهای خودم یکم زیاده خواهی داشتم و متاسفانه همین زیاده خواهی در مسیر من رو به چالش میکشه،از زمانی که با عزت نفس اشنا شدم یکم با اعتیاد بیشتر هدف گذاری میکنم و گاها هم پیش میاد که هدفهایی برای خودم انتخاب میکنم که رسیدن به اون از همون اولش برام چالش برانگیزه و یک جوری در میانه مسیر من رو با موضلاتی که از پیش مشخص شده نیست رو به رو میکنه الان فکر کنم در این وضعیت قرار دارم ،بعد از اشنایی با مدیریت در شرایط ابهام فهمیدم که به نظر بابت این موضوع کاری بجز امیدواری و تلاش هم نمیشه براش کرد ، از اونجایی که امیدواری رو خیلی دوست دارم امیدوارم که شرایط رو برای خودم هموار کنم و یکم امیدوارانه تر ادامه بدم.
پند نوشته:در میانه مسیر تنها راه باقی مونده اینکه که امید داشته باشیم و تلاش خودمون رو برای رسیدن به هدفی که مد نظر داریم کرده باشیم.

پاسخ دهید