بلند ترین شب سال ۹۶!

این مطلب ادامه نوشته قبلی کوتاه ترین روز سال۹۶ هست و اونجا قرار گذاشته بودم که گزارشی از این روز کوتاه و شب بلند رو اینجا یاداشت کنم، البته گزارش چون در ذاتش وارد جزعیات میشه، ترجیح میدم به کلیات انچه گذشته بپردازم. در روزی که گذشت تقریباً تونستم ۶ ساعتی برای آموزش خودم وقت بگذارم، البته مهمترین فعالیت این روزهای من همون طور که قبلا هم اشاره کردم آموختن هست به خاطر کوتاهی این روز! ترجیحم این بود که بهترین انتخاب رو در ابتدا داشته باشم، رفتم سراغ ورژن ۳۰ کتاب سیستمهای پیچیده که چند ده صفحه ای از اون مونده بود،اون رو به اتمام رسوندم تا اگر اپدیت جدید اومد ازش جا نمونم، اگر چه اموزشهای دیگه ای رو هم در برنامه روزانه برای خودم مد نظر دارم اما اولویت رو در هر صورت به خوندن و درک سیستمهای پیچیده میدم یا بهتره اینطور بگم که درک سیستم های پیچیده برای من در این روزها از نون شب واجب تر، اگر چه از دل پیچیدگی میشود نان شب هم در اورد.
پی نوشت: شب به جمعی که متشکل از اعضاء فامیل بود ملحق شدم و از اونجا که دو تا از بستگان با سواد یا شاید بهتره بگم با سواد مدرکی هم اونجا بودند یک رابطه (correlation)کوریلیشن که برام مبهم بود رو رو کاغذ نوشته بودم و گذاشتم تو جیبم تا از این دو بزرگوار که یکیشون ریاضیات علوم پایه خونده و دیگری فزیک هسته ای بپرسم و اون مقدار زمانی که اونجا قرار بود بمونم بدون آموختن نگذره، قبل از اینکه من کاغذ رو از جیبم در بیارم بحث رفت سر زلزله های اخیری که در برخی مناطق کشور رخ داده. یکی از حضار دلیل وقوع این اتفاق رو از این دو پرسید، یکی از این دو نفر علت رو بلایای آسمانی میدونست و دیگری علت رو ترویج فساد و کفر! با شنیدن ابرازات این دو نفر کاغذ کوریلیشن رو محکم در جیبم فشار دادم و به بهانه ای ترجیح دادم از اونجا فرار کنم( با استدلال این دو درک خودکشی بولتزمن برام راحت تر شد).
رفتم سراغ مجلس یلدای دیگری اینجا اما متفاوت تر بود، یلدایشان رو با شعر یادت نره شبکه من و تو داشتن سپری میکردند، اینجا هم پراکنده از زلزله حرف میزدند اما به خاطر صدای دلقک بازیهای مجری و بلندی صدای موسیقی شبکه خوشبختانه استدلال این اعضا نامفهوم بود، بیشتر اعضای حاضر داشتن به اون افراد که در این شو تلویزیونی شعر میخوندند کمک میکردن اما به این توجه نمیکردند که صدا و تصویر یکطرفه هست نباید زور بزنند.
پی نوشت دوم: چند روز پیش کلمه آموزش رو در گوگل سرچ کردم “آموزش رقص” اولین گزینه پیش نهادی بود که گوگل بهم پیشنهاد کرد،اون روز برام این پیشنهاد دردناک بود اما امشب درک این پیشنهاد گوگل با دیدن افراد مجلس دوم برام راحتر شد. (خوشبختانه امن ترین جا برای کاغذ کوریلیشن توی جیب من بود).
دستاورد یلدای امسال من رو به این نتیجه رسوند که کمی دور تر از گله انسانی که در دایره جغرافیایی محل سکونتم موجود هستند باشم و انزوا رو ادامه بدهم و خود آموزی منزویانه به نظر ارزشمند ترین کاری هست که در رزوهای و شبهای کوتاه و بلند برام میتونه مفید باشه.
دلیل ارجهیت آموختن سیستمهای پیچیده برای من به این خاطر هست که شاید با شناخت بهتر گله و مابقی سیستم، بتونم کمک بیشتری برای هدایت بخشی از این گله کرده باشم اگر چه خودمان در بخشی از گله ای دیگر به سمت رشد و توسعه یافتگی در حرکتیم با این تمایز که در گله ما correlation یا همبستگی اینجا مفهوم پیدا میکنه.

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

WordPress spam blocked by CleanTalk.