برای چی بنویسم

چند روزی هست که زیاد تاب و توان انجام کارها رو ندارم یکی از این مجموعه کارها نوشتن در اینجا هست که به نظر طی چند روز اخیر کمی غفلت در این باره داشتم و چند نوشته ای روزانه ای رو رد کردم و ننوشتم، البته به نظرم به خاطر اینه که در طول مسیر تا به این سن بیشتر کارهام رو دقیقه نود انجام دادم، البته این برای قبل تر هاست و الان تمام تلاشم رو میکنم تا این معضل رو کمی ریشه کن کنم و اهمال کاری رو از خودم دور کنم، خوشبختانه در این زمینه تا مقداری هم موفق بودم اما هنوز به درجه نرسیدم که رضایت کامل رو برام به بار داشته باشه به هر حال این مدل نارضایتی از خودم همچنان ادامه داره تا موارد و مسائلی این چنینی رو از خودم دور کرده باشم.
قبل از نوشتن داشتم به این فکر میکردم که تحت چه عنوانی بنویسم، خوب طبق معمول عنوانی تعیین شده ای از قبل نداشتم تا از قبل متمرکزانه به نوشتن فکر کنم، قبل تر ها بعضی وقتها ایده هایی و عناوینی به ذهنم میزد که بنویسم رو روی برگه ای یاداشت میکردم اما این روزها به نظر میاد که ایده های این شکلی کلاً بخاطر هر روز نوشتن از ذهنم پاک شدند. با همه این اوصاف به نظر نوشتن در این شرایط هست که میتونه کمک کنه تا کم کم ذهن خلاقت خودش رو به وجود بیاره و از حالت خاموشی به سمت ایده پردازی بره و روشن موندن دائم رو به وجود بیاره. این استدلالهایی هست که من برای دلخوش کردن خودم به کار میبرم، با اینکه این فرضیاتی که من به کار میگیرم زیاد واقعبینانه نیست اما خوشبختانه بر من تاثیر بسزایی گذاشته و به نظر همین که ایده یا باور و یا تخیل و فرض و هر انچه که اسمش رو میشه گذاشت رو اگر به ما میتونه کمک کنه تا ما در مسیر رشد قرار بگیریم حتماً تاثیراتی مثبتی هم در بلند مدت خواهد داشت .
قرار بود که راجع به چرایی نوشتن توضیح بدم که فرضیات و کلمات بالا برای توضیح این تفریح لذت بخش به وجود اومدند.
البته من بر این باور هم هستم که نوشتن مثل خوندن و شاید تاثیر گذار تر از اون میتونه به توسعه دادن فردیت هر فردی کمک کنه از این جهت من نوشتن رو در این مقطع از زمان مثل دونه ای درختی میدونم که در زمین کاشته میشه و با تداومی که برای این کار داریم به اون اب و غذا میدیم و این درخت با پشتکاری که ما برای اون میگذاریم (نوع نوشتن )رشد میکنه و بعد از مدتی که به نظر این هم بستگی به نویسنده داره که چه سبکی رو انتخاب میکنه داره.شاید این نوع تحلیل من کمی غیر واقع بینانه باشه اما به هر حال این مدلی هست که من الان فکر میکنم و چون الان فکر میکنم مینویسم شاید فردا نظری متفاوت تر از امروز داشت باشم اما نمیشه که امروز حرف نزنم تا فردا برسه به هر حال برای من درخت پر باری که خمیده هست در این لحظه تداعی نتیجه چند سال نوشتن رو در اینده برام داره، به هر حال تا اونجا که در توان دارم مینویسم و به همین زودی هم قصد ندارم که دست از این کار بردارم. مجدداً در اینده برای چرایی نوشتن، نوشته ای خواهم نوشت.

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

WordPress spam blocked by CleanTalk.