اگر ننویسم چی میشه؟

خوب یکی از دلایل اسیب دیدن و کاهش عزت نفس ما انجام ندادن برنامه هایی هست که در خلوت ما به خودمون قول دادیم انجام بدیم، همه اونهایی که در زمینه بهبود عزت نفس کار میکنند و در این زمینه مربی هستند با هم متفق القولند که هدف غیر قابل دسترس بیشترین اسیب رو به عزت نفس افراد وارد میکنه، به همین خاطر قبل بهتر هست که قبل از شروع برای طرح ریزی برنامه ها در پی اهداف قابل دسترس بودن هدف رو در نظر داشته باشیم، البته این به اون معنا نیست که به خاطر تنبلی و اهمال کاری در هنگام برنامه ریزی جا بزنیم و شروع نکرده خاموش بشیم.
از اونجایی که نوشتن مداوم رو در مقطعی از زمان که الان هم در اون دوره قرار دارم رو مد نظر دارم، هر روزی که بر حسب اتفال یا خستگی یا اهمال کاری نمینویسم فرداد روز خیلی خوبی رو نخواهم داشت به نظر میرسه که سوای از اینکه عزت نفسم در این هنگام اسیب میبینه، انجام ندادن این عادت سبب میشه که بقیه کارهایی که قرار هست در طی روز و شب انجام بدم هم با مسئله و مشکل همراه باشه .
طی دو سه هفته اخیر بخاطر پراکنده نویسی و رعایت نکردن نظم در نوشتن، کل برنامه هفتگیم برهم ریخته شد و نتونستم به برنامه های هفتگی اونطوری که باید میرسیدم برسم، خوب همونطور که مشاهده میکنیم یکی از مسائلی که از ننوشتن مطلب در وبلاگم برام به وجود میاد همین حال خراب و برهم ریزی برنامه های روزانه هست البته در بعضی روزها برهم ریختن برنامه ها خودش باعث میشه که ننویسم.
به هر حال اگر بخوایم یکم نگاه تفکر سیستمی رو در اینجا ربط بدیم این ماجرا رو هم میشه به داستان مرغ و تخم مرغ هم ربط داد یعنی هر دو اینها عامل به وجود اورنده یکی دیگه هست.
البته اگر ننویسم اتفاق خاصی هم در بستر وب نمیافته این رو به این خاطر میگم که نوشته های بی سر و ته من خونه پرش کاری که میتونه کنه یک سیاهه ای در بستر وب درست کنه، بعضی وقتها خودم از این نوشته هام خندم میگیره که با اینها قراره که مثلا محتوا آفرین بشم! به هر حال سوای از اینکه نوشته های خوب و درست یا ارزشمندی دارم یا ندارم در این لحظه که در میانه راهی که برنامه اش رو از قبل ریخته ام مینویسم و اگر ننویسم در مرحله اول از این میزان کم عزت نفسی هم که دارم به مقدار زیادی از اون رو از دست خواهم داد و چون این عامل برای من مهمترین محرک در زندگی به حساب میاد با مخاطب یا بی مخاطب، درست یا غلط ،با ارزش یا بی ارزش مینویسم اگر چه باور من این هست که این نوشتن خودش در ساختن بهتر من و اینده پیش رو میتونه نقش موثری داشته باشه، اینها بخشی از علت و یا پاسخی که در عنوان ذکر شد بود. مثلماً اگر عمر و فرصتی وجود داشت در زمانی دیگر همچنان مثل گذشته درباره موضوع نوشتن خواهم نوشت .
در انتها: امیدوارم که زیاد برای پیاده سازی هدفها سخت گیر نباشیم به قول دکتر هلاکویی که میگفت اونهایی برنده اند که شروع کردند، پس بهتره به جای نمیشه و سخته و نمیتونم دست با اقدام بزنیم.

پست های مرتبط

دیدگاه خود را بنویسید

WordPress spam blocked by CleanTalk.