انتظار ما از دیگران

Rate this post

داشتم به این فکر میکردم که سطح انتظاری زیادی که ما در بیشتر مواقع از اطرافیانمان داریم چه اسیبهای را میتواند بر ما وارد کند،بی شک این موضوعی بود که قبلا من به ان زیاد اهمیت میدادم و به گونه ای مهرطلبانه از کاری که برای اطرافیان انجام میدادم توقع ای هم در مقابل از انها داشتم و همانطور که میدانید در فرهنگ ما که مستقیم صحبت کردن خود باعثث ناراحتی میشود یاد گرفته ایم که غیر مستقیم خواسته های خود را بیان کنیم و در این بخش به نظر میرسد که در این کار بسیار حرفه ای هم عمل میکنیم به گونه ای که در گفتگوهایی که بعضی وقتها انجام میدهیم اصلا طرف مقابل متوجه منظور مان نمیشود و از این رو ما بعد از پایان گفتگو مات و مبهوط از این نفهمیدن طرف مقابل که چرا متوجه منظورمان نشده خود را درگیر گفتگوهای درونی میکنیم که به نظر غیر از وقت تلف کردن چیزی را برای ما به همراه نخواهد داشت.

پی نوشت:امروز صبح به شماره های دفترچه تلفنم فکر میکردم ،به ۲۰۰۰شماره ای فکر میکردم که نتیجه چند سال ارتباط من بوده و اینکه چقدر این شماره ها مهم هستند! هر بار که به پاک کردن انها فکر میکنم اهمال کاری به سراغم می اید و کار را برای بعد موکول میکنم،حاصل این فکر کردن این شد که لینک کانال تلگرام و وبلاگم رو برای تعدادیشون ارسال کردم و نتیجه اش هم همونطور که میشد حدث زد بود،و کمتر از یک درصدشون لینکها رو چک کردن.

حد اقل ارسال لینکها باعث شد تعدادی از دوستام بهام تماس گرفتند و چند دقیقه ای گفتگو دوستانه برقرار شد در کنار اون انتظار بیش از حد و اندازه یه صله رحمی ایجاد کردیم،دوستی بهم زنگ زده بود میگفت من از همون اول حدث میزدم که بلاخره مخت تاب برمیداره و تو رو راهی تیمارستان میکنه،از اونجایی که من هم خوش خنده ام چیزی جز خنده نداشتم بهش هدیه کنم.

امیدوارم در گفتگوهامون اثر بخش تر باشیم و یاد بگیریم توقع و انتظااتمون رو از دیگران کاهش بدیم.

 

پاسخ دهید