قحطی اینترنت

قراربود نوشته ای تحت یک عنوان دیگه رو بنویسم و منتشر کنم به خاطر قعطی اینترنت گفتم راجع به این معضلی که در بسیاری از مواقع با اون دسته پنجه نرم میکنم بنویسم، خوب از اونجا که اعتیاد این روزهای ما وصل بودن دائمی به اینترنت هست و زمانی که اینترنت قطع میشه کلاسمون هم کلاً تعطیل میشه منظورم کلاس اموزشیه و با کلاس مغزی کاری ندارم، البته این مورد دوم خیلی وقت هست که در من تعطیل شده، قدیما هر وقت کشتی از رو سیم رد میشد ما بی اینترنت میشدیم چند سالی هست که کشتی ها تصمصم گرفتن دیگه از روی سیم رد نشند تا ما دسترسی بهتری رو به دنیای داشته باشیم، البته دنیای من اونقدر وصعت نداره که Continue reading →

آموختن ارتباطات

اوایلی که تازه مشغول کار وکالت شده بودم تو ارتباط برقرار کردن خیلی مشکل و مسئله داشتم،البته این نوع وکالتی که من ازش صحبت میکنم نوعی دلالی یا در شرایط خیلی خوب میشه واسطه کری به حساب اوردش، به هر حال…
تو چند ماه اول با این چالش روبه رو شده بودم که مثل اب خوردن از این اتاق به اون اتاق پاس داده میشدم و درگیر بروکراسی اداری شده بودم و خیلی اوضاء روحی دربو داغونی داشتم، البته به نظر امروز هم زیادی فرقی با گذشته نکرده از این نظر که دربو داغونی فکری که سر جاش هست هیچ، در یادگیری ارتباطات هم به این نتیجه رسیدم که بهتره از جمع گریزان باشم،نمیدونم اسم این ترجیحات من رو میشه گذاشت رشد یا نه ؟ Continue reading →

مطالعه با دور کند

مدتی هست که مشغول خوندن کتاب پیش بینی قیمت سهام در بورس هستم، دو دور این کتاب رو خوندن اما به اون شکلی که نیاز داشتم نتونسته بودم مفاهیم رو به دقیق متوجه بشم و به همین خاطر تصمیم گرفتم برای بار سوم مطالعش کنم، خوشبختانه با کند کردن سرعت مطالعه و یاد داشت برداری تا امروز که سه روز هست از خوندن سه فصل اول اون میگذره و به طوری که با این دقت خوندم احساس خیلی خوبی در خودم به وجود اوردم و امروز به این نتیجه رسیدم که به گمانم تا به امروز کتابی جالبت تر از این رو نخونده باشم، دفعه اولی که سراغ کتاب رفته بودم با دیدن نمودارها کلی حال بد رو تجربه کردم و الان که در حال خوندن سومین دور این کتاب هستم متوجه شدم چه نظر اشتباهی نسبط به این کتاب داشتم . Continue reading →

رویای سحر خیز شدن

سحر خیز بودن و شدن یکی از مواردی هست که خیلی برام جالب بوده، بعضی وقتها دوست داشتم که من هم سحر خیز باشم اما متاسفانه اقدام درست و درمونی رو تا به امروز براش انجام ندادم، البته تو چند ماه گذشته چند باری اون هم بر حسب اتفاق ساعت ۴ صبح بیدار شدم و از این بیداری نهایت لذت رو بردم. Continue reading →

تسلیت به کرمانشاه ایران

به همه اونهایی که عزیزانشون رو در این زلزله از دست دادند تسلیت میگم و برای اونهایی که مجروه شدند بهبودی هر چه زودتر رو خواستارم،به نظر برای این مصیبت واژه ای نمیشه پیدا کرد تا تسکین این بحران برای مردم کرمانشاه باشه، از اینکه دوستان و عزیزانتون رو از دست دادین و ویرانی در شهرتون به وجود اومده خیلی ناراحت و غمگینم، شما در برهه هایی مهمی از زمان بار زیادی از کشور رو بر دوش کشیدید و با غیرتتون که در کشور زبان زد هست و کم نظیر در جنگهای مختلف چه تحمیلی و غیر تحمیلی برای یکپارچگی ایران ایستادگی کردید،به نظرم کلمه مرام از دل کرمانشاه نشات گرفته،کرمانشاه عزیز بدون امروز ایران و ایرانی برای تو و مردمانت عذا داره و از ویرانی خانه هایت سخت ناراحت و دل شکسته.
امیدوارم هر چه زودتر این اضطرابی که برای مردم کرمانشاه به وجود اومده از بین بره و مردم آرامش قبلی خودشون رو بدست بیارند، هرچند این جبر طبیعی شوک بزرگی رو برای کرمانشاه و حومه به وجود اوره.
جز صبر چیز دیگه ای به ذهنم خطور نمیکنه که برای مردم کرمانشاه و مخصوصا بازماندهای و خانواده هایی قربانیان این حادثه دردناک داشته باشم.

صبحمون رو چطوری شب میکنیم؟

یکی از دوستانم چند وقت پیش ازم پرسید تو چطوری صبحت رو شب میکنی؟
بهش گفتم چرا میخوای بدونی؟ گفت میخوام از کارات سر در بیارم! خوب تو محیط کوچیک زندگی کردن از این جور مسائل رو هم با خودش به همراه داره دیگه کاری هم برای این تفحصات نمیشه کرد اصلاٌ به نظرم به همین خاطره که قرار هست اقتصاد بعدی در شهرهای کوچیک به وجود بیاد، به هر حال من هم تا اونجا که مربوط به حریم خصوصیم نشه از برنامه هام و کارای که دارم انجام میدم افشا گری میکنم تا شاید دیوانه ای دیگر همراهمان شد. تو این سه سال که همچین اتفاقی نیافتاد، البته موضوع مهم این هست که درصد زیادی از ادمها ترجیحشون اینه که نتیجه رو ببینند بعد از قانون گوسفندی استفاده کنند و دنبال ادم راه بیافتند. Continue reading →

مسابقه نوع دوم

خیلی از ادمها به خاطر نیاموختن صبر در اکثر وقتها جوری در زندگیشون عجله دارند که نوعی مسابقه رو در زندگی به کار میگیرند،البته به نظرم مسابقه در زندگی رو بهتره به دو بخش تقسیم کنیم اولی سبقت گرفتن از دیگران و نوع دوم سبقت گرفتن از گذشته خودمون هست، خوب بهتر این هست که دومی رو برگزینیم تا حال بد و احساسات منفی رو برای خودمون به وجود نیاریم(البته افرادی هم هستند که ترجیح اونها بودن در وضعیت اول هست برای اونها کاری از دستم بر نمیاد فقط به ترجیحاتشون احترام میگذارم) . Continue reading →

دنیای تجربه

در گذشته های که هنوز علم و دانش فراگیر نشده بود دنیای تجربه ها جایگاه شامخی داشت، البته امروز هم با اینکه پیشرفتهای علمی زیادی داشته ایم درصد زیادی از مردم با نگاه سنتی و تجربه گرا به حرفه ها دارند، اینکه فردی در کار خودش سالیان زیادی مشغول هست دلیل بر درست و دقیق بودن روش او نمیشه حساب اورد، اینکه ما فقط بخوایم به تعداد سالی که فرد مشغول فعالیت بوده بسنده کنیم، البته تعداد معدودی از افراد و سازمانها و کسب و کارها هستند که در کنار فعالیتهای خودشودن در طول زمان از علم و دانش بهره میگیرند که به نظرم میشه از این مدلها الگو برداری کرد. Continue reading →

شبه تاریخ دانان

چند روز پیش بعد از مدتها یکی از دوستان رو در مراسمی دیدم و بعد از سلام اهوال پرسی چند دقیقه ای با او گفتگو داشتم، بیشتر دوستای من شاکی و ناراضی هستند نمیدونم چرا !
این دوستم البته بیشتر از متوسط مابقی شاکی بود، کمی که از زندگی خودش گفت و بعد وارد بحث فلسفی،مذهبی،اقتصادی،سیاسی،علمی و تاریخی شد (از همومن مباحثی که در تاکسی ها زده میشه)من هم بنا به اجباری که باید در اون مکان چند دقیقه ای میموندم شنونده بحث های اون شدم تا حد اقل کمک کرده باشم به این ادم تا به شکلی ذهن خودش رو تخلیه کنه، در لابه لای صحبت هاش چند تا فحش Continue reading →

اولین تجربه اتصال به اینترنت

فکر کنم سال ۸۱ یا ۸۲ بود که برای اولین به اینترنت وصل شدم، اون زمان تو روستای ما هنوز باندی به پهنا نرسیده بود که ما ازش استفاده کنیم و با دردسر کم تر به اینترنت وصل بشیم البته اون دوران بیشتر مناطق داخل کشور به همین شکل بود، اما متاسفانه الان که نیمه دوم سال ۹۶ هم هست باز تو دهِ ما معدود خطوطی که گمان کنم حدود ۱۰۰ تا خط یا کمی بیشتر با تجهیزات شاتل پهنای باند دارند و عموم با استفاده از سیم کارتها و عده ای از جمله خودم به خاطر دور افتاده بودن و نقطه کور بودن با استفاده از تجهیزات وایرلس از شرکت موج گویا اینترنت Continue reading →